رسم قلم
نام حق ، سردفتر هر دفتر است --- آنچه بی نام خدایست ابتر است 
قالب وبلاگ

پاسخ سوالات

راجع به سوال اول باید عرض کنم در این نوع معامله ملک توسط،فروشنده یا مصالح به خریدار یا متصالح منتقل می شود ولی به صورت ضمن عقد صلح یا جداگانه متعاملین توافق می نمایند که حق استفاده از منافع مورد معامله، مادام العمر متعلق به فروشنده یا مصالح باشد(( نه اینکه مالکیت منافع به ایشان منتقل شود یا در مالکیت ایشان باقی بماند.))

دراین صورت ملک باید توسط خریدار یا متصالح به قبض فروشنده یا مصالح ( همان منتفع ) داده شود تا بطور مجانی از آن استفاده کند زیرا قبض شرط صحت حق انتفاع است.
فلذا منتفع نمی تواند علیه مالک (متصالح یا خریدار)اقامه دعوی راجع به اجرت المثل کند زیرا ملک در تصرف خودش می باشد ولو آن که از آن استفاده نکرده باشد یا اینکه از اول اگر ملک به قبض او داده نشده باشد توافق آنهادر باره حق انتفاع، باطل و فاقد اثر قانونی است زیرا حق انتفاع بدون قبض دادن ملک توافق به موجب ماده ۶۲ قانون مدنی باطل است و از طرف،دیگر هم منتفع مالکیتی بر منافع ملک ندارد که بخواهد چنین ادعایی مطرح کند.
۳. اگر شخصی ملکش را به دیگری به موجب عقد صلح به شرط حق فسخ منتقل نماید در این صورت مالکیت‌ ملک بنام متصالح منتقل شده است فلذا مصالح دیگر مالکیتی بر مورد معامله ندارد تا بتواند بعدا آن را به غیر منتقل نماید.
مگر این که ابتدا با استفاده از خیار فسخ خود نسبت به فسخ یکجانبه معامله اقدام و آن را منحل سازد تا مالکیت ملک به خودش اعاده شود.
در این صورت پس از صدور سند مالکیت برای وی، می تواند آن را به دیگران منتقل سازد.

[ چهارشنبه ۱۴۰۱/۱۱/۲۶ ] [ ] [ خسرو عباسی داکانی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خسرو عباسی داکانی
سردفتر اسنادرسمی ۱۰۶ تهران

🔴به قول آقای کامبیز نوروزی در میان همۀ رشته های علوم انسانی ، هیچ رشته ای به اندازه " حقوق" رابطۀ مستقیم ، مؤثر و تعیین کننده با زندگی روزمرۀ مردم در عرصۀ خصوصی و عمومی ندارد .
سقوط علمی این رشته مستقیماً به زندگی اجتماعی و فردی آسیب می زند.
رشتۀ حقوق اما در ایران در فقر شدید علمی به سر می برد . تولید فکر علمی حقوقی درپائین ترین حد ممکن است .
درحالی که گسترش بی اندازه و بی رویۀ حقوق به حدی رسیده است که تقریباً هیچ شهری در کشور نیست که در آن دهها و شاید صدها دانشجوی حقوق مشغول به تحصیل نباشند .
در میان تمامی رشته های علوم انسانی و علوم اجتماعی ، رشتۀ حقوق دارای بیشترین دانشجو در مقاطع مختلف تحصیلات دانشگاهی و بالطبع بیشترین تعداد مدرس و استاد است .

اما با وجود این همه دانشکده و دانشجو و مدرس ، یکی از پائین ترین پویایی های علمی متعلق به رشتۀ حقوق است .
تعداد کتابها و نشریات حقوقی به قدری ناچیز است که در برابر این همه مسائل حقوقی نوپدید و سنتی تقریباً چیزی نیست.

تنها چیزی که رواج کامل دارد ، انواع کتابهای تست است که برای آزمونهای مختلف نگاشته و ترویج می شوند  وفاقدارزش علمی هستند
این وضعیت از یک سو ناشی از نگاه ناقص به مفهوم حقوق و آموزش رشته حقوق در طراحی این رشتۀ دانشگاهی از دیرباز است که در آن علوم انسانی جایی نداشته است ؛
و از سوی دیگر گسترش بی اندازۀ این فقر ناشی از غلبۀ نگاه تجاری – رانتی به رشتۀ حقوق در نظام اموزش عالی است .

نتایج این فقر شدید علمی و سطح نازل ادراک حقوقی ، مستقیماً در نظام تقنینی و اجرایی وقضایی اثرات منفی گستردۀ خود را به جامعه و مردم و ساختار حکمرانی تحمیل می کند.

تاسیس این وبلاگ با توجه به دغدغه مزبور صورت گرفته تا شاید بتواند حداقل در زمینه حقوق اسناد با تولید محتوا اندکی از فقر حقوقی در کشور بکاهد وجامعه حقوقی را با این رشته بیشتر و بهتر آشنا سازد وپاسخگوی سوالات مربوطه باشد
آماده دریافت و استقبال از پیشنهادات و انتقادات ونظرات صائب شما عزیزان هستم
خسرو عباسی داکانی
امکانات وب